03154822606
قانون انتشار نوآوری

مقدمه

اگر به هر نوآوری که در این دنیا است ، خوب بنگرید، درک خواهید کرد که آن نوآوری دارای مراحل زیر می باشد.

  • تولد
  • رو به رشد
  • نقطه اوج
  • رو به افت
  • مرگ

( البته معجزاتی به خواست خداوند وجود دارد که در چارچوب این قانون قرار نمی گیرند به عنوان مثال می توان قرآن کریم را مثال زد )

اگر منظور از مرگ گفته شده در اینجا ، مرگ از این دنیا باشد نه نیستی و نابودی کامل ، هر یک از ما انسانها نیز یک نوآوری هستیم که از سمت خداوند پدید آورده شده ایم ما نیز در این .چارچوب قانون نوآوری قرار می گیریم

مسیر زندگی انسان

 

پس اگر ما در مقام اشرف مخلوقات خداوند بدون اینکه رد پایی از زندگی خود در این دنیا به جای بگذاریم و بمیرم در واقع به مرگ مورچگان از این دنیا رفته ایم.

کدام یک از شما دوست دارد به مرگ مورچگان از این دنیا برود ؟

کدام یک از شما دوست دارد پس از مرگ اش تنها و تنها چند نفر از اطرافیانش از مرگش خبر پیدا کنند و برای او چند قطره اشک بریزند و تمام ؟

چند نفر از بزرگان و یا رهبران بزرگ و الهام بخش را می شناسید که بعد از گذشت سالها از مرگشان هنوز نیز اسم و یاد آنها در ذهن شما زنده است ؟

 

جف مور در کتاب خود به نام “عبور از شکاف” توضیح می­‌دهد که چگونه محصولات و ایده­‌های نو از میان جمعیت می­‌گذرند. او  مردم را به ۵ دسته تقسیم می‌کند.

منحنی قانون انتشار نوآوری

منحنی قانون انتشار نوآوری

 

نوجویان (innovators): آن‌ها محصول را نمی‌خرند. آنها نوآوری را دوست دارند و نوآوری را می‌خرند. نوجویان همان کسانی هستند در اولین روز فروش مدل نهایی آیفون، جلوی فروشگاه چادر می‌زنند و ساعت‌ها برای خرید آن در صف منتظر می‌مانند. در حالی که اگر هفته‌ی بعد به فروشگاه بروند خرید یک آیفون چند دقیقه بیشتر وقتشان را نخواهد گرفت.

پذیرنگان آغازین (early adopters): آن‌ها هم نوآوری را دوست دارند، ولی آن را برای حل مشکلاتشان می‌خواهند. منتظر نوجویان می‌مانند تا مطمئن شوند این محصول همان چیزی هست که می‌خواهند.

اکثریت اولیه(early majority) : سر این گروه آنقدر شلوغ است که به شما اهمیتی نمی‌دهند. زمانی که به  یک مشکل برخوردند، اگر شما می‌توانستید مشکل آنها را حل کنید و از طرفی پذیرندگان آغازین شما را تایید می‌کردند، آن موقع شاید از شما بخرند.

اکثریت ثانویه (late majority): نوآوری آن‌ها را شگفت زده نمی‌کند. محصول شما باید تثبیت شود. آن‌ها استانداردهای جا افتاده را می‌خرند.

دیرپذیرندگان(laggards) : بقول سایمون سینک تنها دلیلی که آنها از تلفن دکمه‌ای استفاده می‌کنند این  است که نمی‌توانند از تلفن با شماره گیر چرخشی استفاده بکنند. آن‌ها زمانی نوآوری را قبول می‌کنند که دیگر بدون آن نمی‌توان زیست.

 

پس می‌توانیم بگوییم هر محصولی تولید کنیم عده‌ای از نوجویان هستند که آن را می‌خرند. بیایید نگاهی بیندازیم به حالت‌هایی که ممکن است رخ بدهد:

۱. نوجویان محصول شما را دوست ندارند. از آن استفاده نمی‌کنند و آن را به دیگران هم توصیه نمی‌کنند.

۲. نوجیان محصول شما را کم و بیش دوست دارند. از آن استفاده می‌کنند اما آن را به دیگران توصیه نمی‌کنند.

۳. نوجویان عاشق محصول شما هستند. آن را استفاده می‌کنند و به دیگران از محصول شما می‌گوییند.

حالت اول نیازی به بحث ندارد. محصول شما مرده است.

حالت دوم چیزی شبیه به کودک ضعیفی است بعد از اینکه از شکم مادرش بیرون می‌آید همه می‌دانند که او خواهد مرد. نوجویان فقط ۲.۵ درصد از بازار را تشکیل می‌دهند و با فرض اینکه همه‌ی ۲.۵ درصد از آن استفاده کنند، باز هم این رقم ناکافی است و محصول شما خواهد مرد.

حالت سوم یعنی: سلام موفقیت! تبلیغ بوسیله دهان (word of mouth) آرمان‌شهر همه‌ی بازاریاب‌ها است. مقاومت در بازاریابی از جایی شروع می‌شود که مشتری احساس می‌کند کاسه‌ای زیر نیم کاسه هست و چون شما از فروش محصولتان سود می‌برید شاید با او صادق نباشید. حال تصور کنید کسی که به او اعتماد دارید از فوق العاده بودن محصولی بگوید که هیچ نفعی برای خودش ندارد. دیگر شما چندان مقاومت نخواهید کرد.

 

بر خلاف تصور عموم، طراحی محصول از وظایف اصلی بازاریاب هاست. پس برای اینکه بتوانیم محصولمان را بفروشیم گام اول و خیلی مهم، داشتن یک محصول فوق العاده است. در واقع تنها راه جاری شدن سیستم انتشار نوآوری و عبور از شکاف خلق محصول فوق العاده است. (حتی خوب هم قابل قبول نیست، چون گرفتار حالت دوم می‌شود). پس همه ی تلاشتان را برای یک طراحی معرکه انجام دهید.

 

با توجه به گفته های بالا شما را دعوت می کنم به فکر کردن در مورد تاریخ نگارش و یا تایپ از زمان نگارش روی سنگها تا این زمان که نگارش با کامپیوترهای و پرینترهای امروزی موجود در بازار امکان پذیر شده است توجه کنید و برای خود تجزیه و تحلیل کنید.